بديع الزمان فروزانفر
303
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
خواستاران جمال لم يزلى دست در فتراك انبيا زدهاند و بر پى ايشان مىروند و اين پيروى ، نمودگار جنسيت و خويشاوندى معنوى است . هر كه را با اخترى پيوستگى است * مر و را با اختر خود هم تگى است طالعش گر زهره باشد در طرب * ميل كلى دارد و عشق و طلب ور بود مريخى خون ريز خو * جنگ و بهتان و خصومت جويد او هم تگى : شركت با چيزى در دويدن ، هم گامى ، مجازا ، مناسبت . طالع : جزويست از منطقهى البروج كه در وقت مفروض بر افق شرقى باشد يعنى بر طرف شرقى افق حقيقى پس اگر آن وقت زمان ولادت شخصى بود آن را طالع آن شخص گويند و اگر در اول سال شمسى بود آن را طالع سال گويند و اگر وقتى ديگر بود آن را به آن وقت اضافه كنند ( شرح بيست باب از ملا مظفر گنابادى ) . بعقيدهى منجمان پيشين هر يك از ستارگان بر خويى و حالتى و بر جماعتى از مردم و بويها و طعمها و رنگها و اماكن دلالت دارد و اين امور را « منسوبات كواكب » مىنامند مثلا زهره دلالت دارد بر نيك خويى و خوش منشى و گشاده رويى و طيبت و عشق و شهوت ورزيدن و دوست داشتن سرود و لهو و بازى . مريخ دلالت دارد بر آشفتگى راى و جاهلى و متهورى و بدى و سبكى و ناباكى و دليرى و لجوجى و خصومت و جنگ و دروغ و غمازى و غضب و فتنه توختن . مولانا درين ابيات مثالى از ارتباط مردم با كواكب طالع خود بيان مىكند و آن را بر جذب جنسيت دليل مىآورد . براى اطلاع از عقايد منجمين در منسوبات كواكب ، جع : التفهيم ، طبع طهران ، ص 392 - 367 ، نفائس الفنون ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 142 . اخترانند از وراى اختران * كه احتراق و نحس نبود اندر آن سايران در آسمانهاى دگر * غير اين هفت آسمان معتبر راسخان در تاب انوار خدا * نى بهم پيوسته نى از هم جدا